باورهای دینی و قواعد تفسیر

دانلود پایان نامه

5.جواز نسخ تلاوت توسط برخی علما و متفاوت بودن منسوخ التلاوه با تحریف24
6.مرتب نبودن سورهها بر اساس نزول….»(کاشانی،1347ش،مقدمه،1/14)

  • 3- 9- 7 – وحی
    وحی به عنوان پدیدهای پر رمز و راز همواره محور سؤالات انسان از ارتباطی ناشناخته اما واقعی بین انسان با پروردگار است. ارتباطی که با همه ابهامات از نظر کیفی، وجود عینی آن قابل تردید نیست. ارتباطی که از عالیترین نوع آن (وحی رسالی) گرفته تا (وحی غریزی) نمود خارجی آن در گستره طبیعت قابل انکار نیست. وحی در حقیقت مبنا و پیش زمینه تکوین باورهای دینی بشر است. رابطهای که با همه رمز و راز خود آبشخور مفاهیمی چون نبوت، فطرت، توحید، مبدأ، معاد و… میباشد.
    شناخت هویت این واژه و کار برد آن در قرآن، که نمود عینی وحی است همواره دغدغه پژوهشگران قرآنی بوده است.
    ریشه لغوی این کلام در مفردات راغب اینگونه آمدهاست:«اصل وحی به معنی اشاره سریع است. و بهخاطر دربرداشتن معنای سرعت گفتهمیشود کار سریع. وحی ممکن است با کلامی به شیوه رمز و اشاره باشد یا صدایی مجرد از الفاظ ترکیبی و یا به اشاره به بعضی از اعضاء و یا به نوشتن باشد.»25 (راغب،1412ق،ص858)در همه این مفاهیم از وحی القای پنهانی وجود دارد .
    وحی به عنوان یکی از مباحث نشأت گرفته از قرآن دارای مصادیقی در این کتاب آسمانی میباشد که عبارتند از: وحی رسالی، وحی به ملائکه، الهام روحانی، الهام به جمادات، الهام غریزی، وسوسههای شیطانی، اشاره و…26
    تفسیر آیاتی که در ادامه می آید، مبانی تفسیری علامه شعرانی را در بحث وحی نشان می دهد: الف.مراتب وحی:تفسیر آیه زیر به مراتب وحی اشاره دارد:وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولاً فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکیمٌ؛ «و هیچ آدمى را نرسد که خداى با او سخن گوید مگر به وحى یا از پس پرده، یا فرستاده‏اى- فرشته‏اى- فرستد پس به فرمان او آنچه خواهد [به وى‏] وحى کند. همانا او والا مرتبه و با حکمت است.»(الشوری/51)
    علامه شعرانی برای وحی وگیرنده وحی، خواه نبی باشد یا نباشد مراتبی درنظرمیگیرد. مراتبی که امکان کمال و رشد در آن وجود دارد: «سخن گفتن خدای تعای با انسان که نبی باشد یا نباشد به سه طریق است: یکی آنکه تنها دل آن سخن را فراگیرد و سایر حواس که دریچه روح انسان است به عالم ماده هم چنان متوجه عالم ماده باشد، دوم آنکه قوه سامعه همراه قلب شود و آنچه در دل القا میشود گوش هم آن را بشنود و این کاملتر از سابق است.سوم آنکه دل فراگیرد و گوش بشنود و قوه باصره هم تابع آنها شود و متوجه عالم لاهوت گردد و این حال از آن دو قویتر است. زیراکه وحی الهی هر سه قوه را مسخر کرده است. حضرت مریم با آنکه پیغمبر نبود بدین رتبه رسید:فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا (کاشانی،[ح،ش]،1346 ش،8/234)
    ب. بیان انواع وحی در حاشیه علامه شعرانی بر آیه 39 سوره طه دیده می شود:أَنِ اقْذِفیهِ فِی التَّابُوتِ فَاقْذِفیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ.. ؛ «که او را در صندوقى بِنِه و در دریا- رود نیل- افکنش…»(طه/39)
    شعرانی به تفاوت وحی رسالی و الهام و وحی غریزی اشاره میکند: «مادر موسی را وحی فرمود:که او را در صندوقی نهد و در دریا اندازد. و این وحی الهام بود و در دل افکندن. نه آنگونه که به انبیاء فرستد نظیروَ أَوْحى‏ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلکاشانی،[ح،ش]،1346ش،8/234)
    ج.یقینی بودن وحی نزد پیامبر اکرم در حاشیه بر آیه زیر آمده است:ما کَذَبَ الْفُؤادُ مارَأی؛«دل [محمد ص‏] آنچه را دید دروغ نگفت- دروغ داخل آن نکرد، یا به خطا ندید- »(نجم/11)
    این آیه یقینی بودن وحی را نزد پیامبر اکرم متذکر می شود. و به رد نظر مشرکان می پردازد که وحی را توهم و تخیل پیامبر بیان می کردند:«کفار مکه گمان داشتند جبرئیل و وحی که به نظر پیغمبر میآمد نوعی تجسیم خیال بوده و میخواستند آن حضرت را به شبهه اندازند تا خودش در آنچه میبیند شک کند و دست از دعوت بردارد، خداوند در رد آن ها میفرمایدکه او به صحت وحی خود یقیین داردچنانکه شما به محسوسات خود یقیین دارید.»27
    (کاشانی،1346ش،استدراکات،9/410)
    3-9-8- تعداد سورههای قرآن
    سورههای قرآن بنا به مشهور یکصد و چهارده سوره است. دانشمندان علوم قرآنی درآثار خود به شهرت این عدد اشاره کرده اند:
    (زرکشی،1410ق/1990م،1/347وسیوطی،1421ق/2001م،1/227)
    اما اختلافاتی نیز در تعداد سورههای قرآن بین مفسران و قرآن پژوهان دیده میشود. مثلاً سیوطی بعد از ذکر اجماع درباره یکصد و چهارده سوره به اختلاف نظرها نیز درباره تعداد سوره ها می پردازد. او عدد یکصد و سیزده را در صورتی برای تعداد سوره ها ذکر می کند که، انفال و برائت یک سوره حساب شوند. و در ادامه متذکر نقل ابوالشیخ از أبی روق و نقل ابورجاء از حسن و شبیه نقل ابی روق از مجاهد و نقل ابن ابی حاتم از سفیان می شودکه همگی انفال و برائت را یک سوره به حساب میآورند.(سیوطی،1421ق /2001م ،1/227)
    ریشه این اختلاف در مصاحف اولیه قابل بررسی است. مصحف صحابی معروف عبدالله بن مسعود فاقد سورههای فلق و ناس بوده و آغاز سوره برائت با دو «بسم الله الرحمن الرحیم» بوده، بدین ترتیب سورههای این مصحف یکصد و دوازده سوره میشود.
    مطلب مشابه :  تحقیق رایگان با موضوع بررسی تطبیقی و پست مدرنیسم

  • دکترحجتی درباره سورههای (دعاهای) اضافه بر مصاحف صحابه مینویسد: «دربار مصحف ابی بن کعب ـ که شامل یکصد و شانزده سوره بوده است ـ گویند: چون وی در مصحف خود دو سوره «حفد و خلع» را اضافه کرده بود. و مینویسد : این دو سوره در مصاحف برخی از صحابه وجود داشته و حتی عمربن خطاب بعد از رکوع در قنوت نماز، این دو سوره را با ذکر «بسمله» در آغاز آنها میخواند. و این دو سوره در مصحف عبدالله بن عباس و ابوموسی اشعری نیز آمده بود……..ولی با توجه به اینکه در مصحف ابی بن کعب سوره «فیل و لایلاف» بدون فاصله «بسمله» آمده بود و اُبِیّ آن دو را به عنوان یک سوره تلقی میکرد باید بگوییم که با اضافه شدن دو سوره خلع و حفد در مصحف اُبِیّ، سور آن به یکصدو پانزده سوره میرسد نه یکصدوشانزده.»28
    (حجتی،1360ش،ص93-94)
    مرحوم شعرانی هم سو با سیوطی تعداد سوره های قرآن را یکصدو چهارده عدد می داند.اما دیدگاه شاگردشان( آیت الله حسن زاده آملی) با ایشان متفاوت است:«قرآن بنابر مذهب قاطبه اهل سنت یکصد و چهارده سوره است. و در مذهب شیعه یکصد و دوازده سوره چون سوره والضحی و الم نشرح نزد آنها دو سوره است. و پیش ما یک سوره و همچنین سوره فیل و قریش. پس عدد سورهها نزد ما کمتر است .»(حسن زاده آملی،1388ش،2/کلمه272،ص240)
    سخن علامه شعرانی، به نوعی تصحیح نظر شاگردشان می باشد:«سوره الم نشرح در معنی به سوره الضحی پیوسته است و هر دو بیان نعم پروردگار است بر پیغمبرش. و از این جهت باید هر دو را با یکدیگر خواند. نه آنکه بر حسب تقسیم قرآن به سوردرتفکیک این دو رسماً اشتباهی روی دادهباشد لذا بسم الله بین آنها واجب است .(کاشانی،[ح،ش]،1344ش،10/281)
    جمع بندی:
    آنچه در این فصل گذشت، شاخص ترین مبانی تفسیری مورد توجه علامه شعرانی است. از بین موارد ارائه شده اهتمام ایشان به علوم مختلف قرآنی نسبت به سایر مبانی تفسیری بارزتر می باشد.ضمن اینکه مواردی چون توجه به قواعد تفسیر، انواع تفسیر، منابع تفسیری(قرآن، اهل بیت، اهل سنت)،نفی تفسیر به رأی، منحصر نبودن تفسیر، رد نظر اخباریان درباره تفسیر منسوب به امام حسن عسکری و…بیانگر دلیلی بر عدم محدودیت دیدگاه های شعرانی در کاربرد مباحث اصولی تفسیری می باشد.
    فصل چهارم :
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.