از دیدگاه نظری و احساس ارزشمندی

دانلود پایان نامه

گلاسر معتقد است که درمانجویان رفتارهای خود را به عنوان راهی برای حل کردن ناکامی ناشی از رابطه ی ناخوشایند انتخاب کرده اند(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
 
بر اساس تئوری انتخاب تنها کسی که می تواند بر ما کنترل داشته باشد خودمان هستیم.اگر ارتباط نامناسبی داریم،باید دقت کنیم و ببینیم چه می توانیم انجام دهیم که روابط ما را بهبود بخشد و نه اینکه سعی کنیم دیگران را تغییر دهیم(گلاسرو گلاسر،ترجمه نیکو و برازنده،1384).
اگر ما تمام کارهایی را که انجام می دهیم انتخاب می کنیم ،پس باید مسئول آنچه  که انتخاب می کنیم باشیم(کوری،ترجمه سید محمدی1387).
نظریه انتخاب ،روان شناسی کنترل درونی است. این نظریه توضیح می دهد که ما چطور و چرا  انتخاب هایی که مسیر زندگی را تعیین می کنند،می کنیم(گلاسر،ترجمه فیروزبخت1384).
در این نظریه افراد به صورتی در نظر گرفته می شوند که نهایت تلاش خود را به خرج می دهند یا انتخاب هایی کنند که امیدوارند به ارضای نیازهای آنها منجر می شود.نظریه انتخاب روی مسؤولیت انتخاب کردن تمرکز می کند(کوری،ترجمه سید محمدی 1384).
به طور کلی از دیدگاه نظریه انتخاب،تمامی رفتارهای انسان،تلاشی برای ارضاء نیازهای اساسی اوست.این رفتارها از بیرون کنترل نمی شوند بلکه کاملا از درون بر انگیخته شده،تحت کنترل خود فرد  می باشند.به عنوان مثال،ماشین را پشت چراغ قرمز نگه می داریم،چون می خواهیم جریمه نشویم و یا تصادف نکنیم  وگرنه می توانیم رفتار نقص قانون را انتخاب کرده چراغ قرمز را رد نماییم(به نقل از احتشامی،1386).
بخش مهمی از نظریه انتخاب مبتنی بر این پیش فرض است که افراد در نهایت خود تصمیم گیرنده و مسئول زندگی خویش هستند.این رویکرد مثبت و اختیاری است و توصیف  می کند که چگونه افراد،دنیای اطرافشان را کنترل می کنند و به آنان یاد می دهند که با روش کارآمدتری نیازهای خود را برآورده سازند. در این نظریه روش هایی به کار گرفته می شود که خواسته ها،نیازها و ادراکات مراجع را تعیین کند و کل رفتار مراجع با تمرکز بر اعمال برحسب نیازها و ارزش هایش مورد بررسی قرار می گیرد(نوابی نژاد،1383).
درمان عمدتا به این صورت اجرا می شود که به درمانجویان یاد می دهند هنگام تعامل کردن با افرادی  در زندگی لازم دارند،انتخاب های موثرتری کنند.چون نظریه انتخاب توضیح می دهند که چگونه رفتار کنیم که روابط بهتر شوند،آموزش دادن نظریه انتخاب به درمانجویان بخشی از واقعیت درمانی است(کوری ،ترجمه سید محمدی 1387).
  • مطلب مشابه :  سیاست های تقسیم سود و شرکت های سهامی عام


  • موفقیت در ازدواج  با یادگیری شیوه گفتگو با هم نسبت مستقیم دارد و موفقیت گفتگوهای زناشویی بدین بستگی دارد که طرفین در گفتگوهایشان پایه ای ترین اصل تئوری انتخاب را درک کرده باشند، این اصل که ما  تنها می توانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم(گلاسر، گلاسر، ترجمه نیکو و برازنده،1384).

    • اصول نظریه انتخاب

      1- ما فقط رفتار خودمان را می توانیم کنترل کنیم.


  • 2- ما فقط به دیگران اطاعت می دهیم و از دیگران اطلاعات می گیریم حق انتخاب مان نیز در این است که با این اطلاعات چگونه برخورد کنیم.
    3- مشکلات روان شناختی دراز مدت،مشکلات رابطه ای هستند.مشکلات رابطه ای تا حدودی علت مشکلات دیگری چون درد،خستگی،ضعف و برخی بیمارهای مزمن که معمولا به آنها بیماری های دستگاه خود ایمنی گفته می شود نیز هستند.
    4- مشکل رابطه ای همیشه جزئی اززندگی کنونی ما است.
    5-وقایع دردناک گذشته اگرچه با شخصیتی که هم اکنون داریم خیلی رابطه دارند ولی زنده کردن، دوباره آنها کمک چندانی به کاری که هم اکنون باید انجام  بدهیم یعنی بهبود بخشیدن رابطه ی کنونی مهم مان نمی کنند.
    6- ما تحت فرمان پنج نیاز ژنتیکی هستیم: نیاز به زنده ماندن،نیاز به عشق و تعلق،نیازبه قدرت نیاز به آزادی ،نیاز تفریح
    7- ما فقط با ارضای عکس یا عکس های درون دنیای کیفی خود می توانیم این نیازها را ارضا کنیم.همیشه ما مهم ترین چیزها را وارد دنیای کیفی خود می کنیم.
    8-ما از تولد تا مرگ فقط می توانیم رفتار کنیم.تمام رفتارها رفتار کلی هستند که چهارمولفه جدا ناشدنی دارند(عمل،فکر،احساس،فیزیولوژی)  (نلسون2001).

    مطلب مشابه :  پایان نامه با موضوع کهگیلویه و بویراحمد و ساختار پایان نامه

    • اهداف درمانی نظریه انتخاب:

    هدف واقعیت درمانی پرورش قبول مسؤولیت درفرد و ایجاد هویتی موفق است.بنابراین درمانگرباید دراولین مرحله رفتاری راکه درصدر اصلاح آن خواهد بود شناسایی کند وتمام توجهات خود ومراجع را به آن معطوف دارد و به گذشته او توجه نکرده و هیچ گونه عذر و بهانه ای را برای رد مسؤولیت نپذیرد و همین طورازپذیرش هرگونه حالت انتقال برحذرباشد.تشخیص همان رفتارغیرمسئولانه است و تشخیص دیگری درنظرنخواهدبود(شلینگ ،ترجمه آرین، 1374).
    ابتدا گلاسر نیازهای اساسی روانی فرد را نیاز به مبادله عشق و محبت و نیاز به احساس ارزشمندی می دانست. (شفیع آبادی،1384).

    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.