ارزشهای اجتماعی و شرایط اقتصادی

دانلود پایان نامه

5- جدول درصد فرامادیون در طی سالهای متمادی (طولی)

  • 6- مقایسه 5 و 1 و اثبات نظریه اصلی (مطالعه طولی)
    زمینهها و نتایج این شاخص سازی زمینههای اجتماعی اقتصادی(ses) 7-مقایسه میان زمینههای اجتماعی- اقتصادی سنخهای ارزشی (مطالعه مقطعی و طولی)
    تغییرات در دیگر نگرشها 8- جدول تقاطعی میان سنخ‌های ارزشی و دیگر نگرشها (مطالعه مقطعی)
    9: مقایسه فعالیتهای 1 و7 و8 و شکلگیری کل چارچوب کتاب (فرامادیون دارای نگرشهای متفاوتند و در نتیجه با افزایش فرامادیون ما شاهد شکلگیری نگرشهای جدید در غرب میباشیم).
    البته اینگلهارت تغییرات سیاسی و اقتصادی ناشی از ازدیاد سنخ فرامادی را نیز مد نظر داشته است که به دلیل گستردگی تفاوتهای میان جامعه ایران و جوامع غربی در این زمینه از تطبیق این بخش از مدل او در مورد جامعه ایران در این پایاننامه صرفنظر کردهایم.
    2-3-4- تعیین جایگاه نظریه اینگلهارت در نظریه عمومی کنش
    این بخش از پایان‌نامه تلاشی نظری است برای ایجاد ارتباط میان یک نظریه برد متوسط (نظریه اینگلهارت) و یک نظریه کلان (نظریه عمومی کنش). همانگونه که در قسمت پیشین توضیح داده شد نظریه اینگلهارت در کتاب «تحول فرهنگی در جوامع پیشرفته صنعتی» از دو قسمت تشکیل یافته است:
    الف) نظریه اصلی که از دو فرضیه (فرضیههای کمیابی و اجتماعی شدن) تشکیل شده است. یکی از آنها کم و بیش شبیه نظریه نیازهای مازلو است و دیگری تعریفی از جامعه‌پذیری افراد.

  • ب) قسمت دوم که خود اینگلهارت آن را در لابلای کتاب مطرح کرده است همبستگی میان سنخ‌های ارزشی مادی/ فرامادی و دیگر نگرشهای فرد نسبت به موضوعاتی چون خانواده، دین، سیاست و… است.
    این دو قسمت کم و بیش دو بخش مجزا از یکدیگر می‌باشند اما در کتاب بخش اول به عنوان چارچوب نظری عنوان شده است و علت وجود رابطه‌های هماهنگ میان سنخ‌های ارزشی و نگرشها در هر حوزه در بخشهای مختلف کتاب دنبال شده است.
    با این تفکیک جایگاه نظریه اینگلهارت در نظریه کنش روشنتر میشود. نظریه اینگلهارت ذره‌بین خود را بر روی تعاملات و روابط میان خرده ‌نظام شخصیت و دیگر خرده‌ نظامهای فرعی نظام کنش و همچنین فعل و انفعالات صورت گرفته در این خرده‌ نظام (خرده نظام شخصیت) به علت آن تعاملات قرار داده است و تلاش می‌کند که در تبیین این روابط و تعاملات مدلی منطقی را ارائه دهد.
    واحد اساسی نظام شخصیت در نظریه کنش «تمایل نیازی » است. جزء «نیازی» خصلت ماهوی و درونی و جزء «تمایلی» خصلت اکتسابی و بیرونی دارد. وزن هر جزء در هر واحد و در کل نظام شخصیت می‌تواند متفاوت باشد. یعنی هر چقدر جزء تمایلی وزن بیشتری داشته باشد به همان میزان معیارها و ارزشهای اجتماعی بر روی نحوه ارضای نیازها مؤثرند. بالعکس هر قدر عنصر نیازی وزن بیشتری داشته باشد، در این صورت تاثیر معیارها و ارزشهای اجتماعی روی نحوه ارضاء نیاز کمتر است و بیشتر ارضا و تحققِ آنی آن مطرح است. در واقع جزء تمایلی همان ارزشهای درونی شده اجتماع است که در مجموعه شخصیت با جزء نیازی (نیازهای ارگانیسمی) در تعادل قرار میگیرد.
    در رابطه با مجموعه تمایلات نیازی میتوان حداقل از 3 نوع رابطه صحبت نمود. 1) روابط میان تمایلات نیازی با یکدیگر که انگاره این روابط چیزی جز ساختار نظام شخصیت نیست 2) روابط هر یک از تمایلات نیازی با نظام شخصیت در کل 3) روابط میان تمایلات نیازی با خرده نظام‌های دیگر.
    رابطه میان تمایلات نیازی در بالاترین سطح انتزاع را با دو دسته اعیان ( اعیان اجتماعی و فرهنگی) نگرش می‌نامیم. در واقع نگرش در برگیرنده منظومه‌ای از سو‌گیری‌های نظام شخصیت کنشگر نسبت به اعیان اجتماعی و فرهنگی مختلف است که البته به نظر پارسونز نگرش و گرایش نسبت به اعیان فرهنگی همان «ارزشهای اجتماعی درونی شده» است.
    با این وصف نظریه اینگلهارت در ابتدا مدلی است برای رابطه بین تمایلات نیازی با یکدیگر و هر یک در مقایسه با کل نظام و در دومین بخش مدلی است میان رابطه این تمایلات با اعیان اجتماعی و فرهنگی.
    به عبارت دیگر اینگلهارت چگونگی روابط میان نیاز و تمایل در خرده نظام شخصیت (رابطه میان ارضاء نیاز و به وجود آمدن نیازهای جدید در سطحی بالاتر) را با فرضیه کمیابی توضیح می‌دهد و سپس نشان می‌دهد که این ارضاء نیازهای اولیه می‌تواند کل نظام شخصیت را دستخوش تغییر قرار داده (رابطه میان تمایلات نیازی با کل نظام) و سپس در قسمت‌های بعدی پژوهش خود به مدل کردن اثرات روابط میان تمایلات نیازی و نظام شخصیت با روابط میان تمایلات نیازی و اعیان اجتماعی و فرهنگی می‌پردازد. در واقع نشان میدهد که هنگامی که جزء نیازی شخصیت به گونهای (مانند ارضاء شدن یک نیاز) تغییر کرد چگونه کل شخصیت نیز تغییر میکند (توجه به نیازهای بالاتر و عالیتر) و این تغییر چه تاثیراتی بر روی رابطه میان سو‌گیری‌های نظام شخصیت کنشگر نسبت به اعیان اجتماعی و فرهنگی (نگرش) میگذارد.
    حال نگاهی به کارهای انجام گرفته در راستای تطبیق این نظریه در ایران و همچنین مطالعات طولی(تحلیل ثانویه بر پیمایشهای ملی) میاندازیم.
    2-4-فرضیات تحقیق
    همانگونه که در بخش سوالات تحقیق بیان شد سوال اصلی را می‌توان تطبیق‌پذیری نظریه اینگلهارت بر روی ارزشها و نگرشهای ایرانیان عنوان نمود. و در واقع پرسش اساسی این است که آیا نظریه تحول فرهنگی اینگلهارت به صورت عام و شاخص‌سازی‌های مادی/فرامادی او به صورت خاص، قابلیت انطباق بر ارزشها و نگرشهای ایرانیان (هم به صورت مقطعی و هم در طی 30 سال اخیر) را داراست؟ فرضیه اصلی این تحقیق نیز پاسخ مثبت به سوال فوق است؛ درواقع، این فرضیه (تطبیق پذیری نظریه اینگلهارت بر ارزشها و نگرشهای ایرانیان) فرضیه اساسی و کلی پژوهش حاضر به شمار میرود. فرضیه اصلی تحقیق را میتوان در قالب فرضیات خردتر مورد بررسی قرار داد. با توجه به سوال اصلی و شرایط اقتصادی- سیاسی 3 دهه اخیر ایران و با عنایت به نظریه اینگلهارت و دو پژوهش پیمایش دکتر آزاد و تحلیلثانویه عبدی فرضیات زیر را عنوان میکنیم.
    1- شاخصهای مادی/ فرامادی در ایران نیز قابلیت تقسیمبندی افراد را داراست
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.