ارتباط غیررسمی

دانلود پایان نامه

کار تخیل را سادهتر میکند.
4- فن گروه اسمی
در این روش برخلاف شیوه تحرک مغزی افراد جدای از هم ولی در کنار هم کار میکنند. در جلسه گروه اسمی، اعضا جلسه نظرات خود را در صفحات کاغذ یادداشت کرده و بدون آنکه مشخص شود چه کسی طراح ایده و تفکر نوشته شده میباشد، ایدهها بین اعضا مبادله شده و تکمیل و تعدیل میگردد. یکی از روش های گروه اسمی تکنیک 5-3-6 آن میباشد.
5- تفکر موازی
برای شکستن ذهنیتهای پیشین و ورود به عرصه های نوین، فنون چندی ابداع گردیده است که متداولترین آنها تفکر موازی است. واضع این شیوه ادوارد دوبونو روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف میکند که با افزایش اطلاعات فرد، همان گودال عمیقتر میشود؛ در حالی که تفکر موازی نگاه فرد را به نقاط جدید معطوف میسازد و اطلاعات و تجربه های جدید صرفا به اندیشه های قبلی افزوده نمیشود بلکه آنها را تغییر داده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد میکند.
2-6- ارتباط و نقش آن در تدریس
یکی از مهمترین مباحث در زمینه تدریس معلمان، نوع ارتباط آنها با دانشآموزان میباشد. در این بخش به مفهوم ارتباط، عناصر ارتباط و هدف و روش آن در تدریس اشاره میشود.

2-6-1- مفهوم ارتباط
واژه ارتباط معادل لغت communication انگلیسی است که از ریشه لاتینی communist یعنی اشتراک گرفته شده است (وکیلیان، 1386). در لغت نامههای فارسی، کلمه ارتباط گاهی به صورت مصدر متعدی به معنای پیونددادن، ربط دادن، بستن و گاهی به صورت اسم مصدر به معنای بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه است (فرهنگ معین، 1377).
دانشمندان هر یک از علوم با توجه به دیدگاه های مربوط به رشته خود تعریفی از آن را ارائه نمودهاند. بعضی آن را فن انتقال اطلاعات و افکار و رفتارهای انسانی از یک شخص به شخص دیگر گفته اند؛ و گروهی دیگر، کلمه ارتباط را معرف تمام جریانهایی دانستهاند که به وسیله آن یک اندیشه میتواند اندیشه دیگری را تحت تاثیر قرار دهد (شعبانی،1390). ارتباط را در جریان کاربرد آن نسبت به تدریس میتوان به شرح زیر تعریف نمود: ارتباط جریانی است که توسط آن دو یا چند عامل فعل و انفعالی به نحوی درگیر میشوند تا امکان رد و بدل کردن پیام ها و رمزها در شکلی انعطاف پذیر فراهم شود تا هدفی برآورده گردد (فتحی آذر، 1382).
از مفاهیم و تعاریف ارائه شده این گونه استنباط میشود که فقط انتقال یک پیام نمیتواند گویای مفهوم ارتباط باشد. در جریان انتقال باید نوعی اشتراک دانش و اندیشه بین فرستنده و گیرنده پیام وجود داشته باشد تا این دو بتوانند یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند تغییرات لازم را بوجود آورند. بنابراین ارتباط عبارت است از فرایند انتقال پیام از فرستنده به گیرنده و بالعکس، با بهره گرفتن از علایم و نمادهای مشترک به منظور تاثیر، کنترل و هدایت (عبدالهی، 1387).
این تعریف تنها به انتقال پیام و تاثیر و تاثر آن به عنوان یک عمل ثابت توجه ندارد بلکه:
1- ارتباط را یک جریان میداند، یعنی مجموعه ای از اعمال تداوم دار که نتیجه خاصی را در پی داشته باشد یا موقعیت جدیدی را به وجود آورد. به عبارت دیگر، ارتباط عبارت است از وقایع و روابط پویا، جاری، مستمر و پیوسته در حال تغییر، نه رویدادی ثابت.
2- در ارتباط، تبادل افکار و اندیشه ها، احساسات و عقاید بدون استفاده از علایم امکان پذیر نیست؛ اما انتقال مطلوب و موثر زمانی صورت میگیرد که فرستنده و گیرنده پیام برای انتقال پیام خود از علایم و نمادهای مناسب و آشنا استفاده کنند. در واقع اشتراک در نمادها، مفاهیم و معانی، اساس تاثیر و تاثر در ارتباط است. اگر فرستنده و گیرنده پیام هر یک تصور جداگانه ای از علایم و نمادهای مورد استفاده و در نهایت از مفاهیم منتقل شده داشته باشند بدون شک نیجه کار، هر یک از طرفین را راضی نخواهد کرد و شکست در ارتباط مسلم خواهد بود.
3- این تعریف به هدف ارتباط فراتر از «تاثیر و تاثر» توجه دارد، زیرا آن را عامل کنترل و هدایت نیز میداند. یعنی برای تعیین هدف تنها به تحلیل و درک پیام توجه نکرده بلکه مقصود و هدف نهایی فرستنده و گیرنده پیام را نیز مورد توجه قرار داده است (شعبانی، 1390).
2-6-2- عناصر ارتباط
به طور کلی در جریان برقراری ارتباط سه عامل یا عنصر: 1. منبع پیام، 2. پیام 3. گیرنده ی پیام وجود دارد. ولی عناصر دیگری هم وجود دارند که در الگوی ارتباطی نقش دارند و ممکن است در هر ارتباطی بسته به موضوع پیام و هدف متفاوت باشند. این عناصر عبارتند از؛ رمزگردانی،کانال های ارتباط، رمزخوانی و بازخورد (وکیلیان، 1386).
کل و چان (1994) در مدل ارتباطی بین معلم و دانش آموز به چهار مرحله زیراشاره کرده اند (نقل از محمودی، 1382):
الف) فرمول بندی پیام
ب) رمزگردانی و انتقال پیام
ج) رمزخوانی و تفسیر پیام
د) بازخورد
مراحل 2و 1 به فرستنده پیام و مرحله 4و 3 به دریافت کننده پیام مربوط میشوند. این مراحل از همدیگر مستقل نیستند. فرستنده و دریافت کننده به طور مداوم با همدیگر کنش و واکنش دارند. در طی فرایند ارتباط فعالیتها و عکس العملها را تعدیل میکنند و به همدیگر منعکس میکنند. بنابراین بعضی مواقع دانشآموزان فرستنده پیام هستند و در بعضی مواقع معلمان فرستنده پیام هستند، و این نقش بطور مداوم از دریافت کننده به فرستنده، و از فرستنده به دریافت کننده تغییر مییابد.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه اجرای مجازات و مجازات قصاص

شکل 2-2- فرایند ارتباط درکلاس های درسی ( اقتباس از گیبسون و همکاران ، 2003).

2-6-3- انواع ارتباط
در آموزش و پرورش وقتی صحبت از ارتباط میان معلم و دانشآموزان به میان میآید، هدفهایی چون 1. شناخت، 2. انتقال 3. تاثیر 4. کنترل و هدایت به ذهن متبادر میگردد. به بیان دیگر، مجموعه فرایند آموزشی در واقع تلاشی در راستای تغییر شرایط یادگیری و تاثیر و کنترل فکری و رفتاری دانشآموزان میباشد که در نتیجه آن تواناییها و تمایلات دانشآموزان شناخته شده و اطلاعات به دست آمده به هدایت آنان منجر خواهد گردید (شعبانی، 1390).
امروزه عواملی چون تکوین نظام آموزشی، از یک طرف و توسعه فن آوری ارتباطات، از طرف دیگر میتوانند نقش بسزایی در دگرگونی هدفها ایفا کرده و آنها را روز به روز متنوعتر سازند. این تنوع و از طرف دیگر تداخل روش های مختلف ارتباطی، که به صورت شفاهی، کتبی یا غیرمستقیم میباشد، موجبات تداخل هدفهای ارتباطی را فراهم میآورند. به این جهت روش های معمول گذشته نمیتواند کارایی لازم را برای مقابله با تغییرات پیچیده امروزی داشته باشد. ناگزیر تحقق هدفهای متنوع، اعمال شیوه های جدیدی را طلب میکند (وکیلیان، 1386). لذا صاحب نظران برای آشنایی هر چه بیشتر معلمان، که همواره برای برقراری ارتباط مطلوب با دانش آموزان و ایجاد تغییر و تحول با آنان تلاش می کنند نمونههایی از روش های ارتباطی را پیشنهاد کرده که به اختصار به آنها اشاره خواهد شد:
– ارتباط ارادی و ارتباط غیرارادی: ارتباطی را ارادی میگویند که با طرح و برنامه ریزی قبلی بوده و حساب شده و سنجیده باشد و چنانچه فاقد طرح و برنامه ریزی قبلی باشد، ارتباط از نوع غیرارادی خوانده می شود. برای مثال، اگر معلمی قبل از رفتن به کلاس برای انتقال مفاهیم و معلومات علمی خود، دانش پایه و علاقه دانشآموزان را برای تدریس در نظر داشته و بر اساس آنها و عوامل دیگر، طرح درس تهیه کند، شیوه وی را روش ارتباط ارادی مینامند.
– ارتباط رسمی و ارتباط غیر رسمی: ارتباط رسمی در واقع به آن دسته از شیوه های ارتباطی گفته میشود که در محیطهای رسمی شکل میگیرد. برای مثال، ارتباطهایی که در سازمانهای آموزشی به منظور ابلاغ آیین نامهها و مقررات به زیردستان برقرار میشود، ارتباط رسمی خوانده می شود. از طرف دیگر، ارتباط غیررسمی، آن نوع ارتباطی است که بین دو نفر یا دو گروه به صورت عادی و غیر رسمی صورت میپذیرد. به اعتقاد دست اندرکاران، ارتباط غیررسمی صمیمانهتر و عمیقتر از ارتباط رسمی بوده واساسا خاص گروههایی است که با همدیگر ارتباط چهره به چهره و نزدیک دارند (شعبانی، 1390).
– ارتباط یک طرفه و ارتباط دو طرفه: در ارتباط یک طرفه انتقال پیام از فرستنده پیام آغاز گردیده و به گیرنده یا گیرندگان پیام ختم شده و گیرنده یا گیرندگان پیام نمیتوانند واکنش خود را از مفاهیم پیام به فرستنده آن انتقال دهند، مانند هنگامی که ارتباط از طریق روزنامه و یا تلویزیون برقرار میگردد. برعکس در ارتباط دو طرفه، به طور مستمر نقش فرستنده و گیرنده پیام در جریان فعالیتهای ارتباطی تغییر یافته و واکنشهای گیرنده و فرستنده پیام بر اساس همین امر شکل می گیرد، مانند ارتباطی که معلم و دانش آموز به طور مستقیم و چهره به چهره در کلاس درس برقرار میسازند. کارشناسان مسائل تربیتی، ارتباط دو طرفه را موثرتر از ارتباط یک طرفه ارزشیابی کردهاند. به همین جهت هم در ارتباط های یک طرفه سعی میشود به نحوی از گیرندگان پیام بازخورد دریافت گردد تا اثربخشی آموزش افزایش یابد (به نقل از محمودی، 1382).
– ارتباط مستقیم و ارتباط غیرمستقیم: ارتباط مستقیم، ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص فرستنده و گیرنده پیام ایجاد میشود. و ارتباط غیرمستقیم یا با واسطه چهره به چهره نیست و جنبه شخصی ندارد، زیرا در چنین ارتباطی معمولا گیرندگان و فرستندگان پیام همدیگر را نمیشناسند مانند مولف و خوانندگان کتاب بین انواع ارتباط، ارتباط مستقیم صمیمانهترین و کاملترین نوع ارتباط است. ولی از نظر تعداد افراد زیر پوشش و همچنین از لحاظ وسعت زمانی و مکانی محدود است.
-ارتباط فردی و ارتباط جمعی: ارتباط فردی، ارتباطی است که معمولا بین دو نفر یا چند نفر به وقوع میپیوندد و بیشتر حالت مستقیم و شخصی دارد. و ارتباط جمعی، ارتباطی است که بین یک نفر با یک گروه یا گروهی با گروه کثیری برقرار می شود که ممکن است مستقیم یا غیرمستقیم باشد (محسنیانراد، 1369).
– ارتباط کلامی و غیرکلامی: یکی از مهمترین ارتباطها در جریان تدریس ارتباط کلامی و غیر کلامی است. وقتی در جریان یک ارتباط، پیام ها به صورت رمزهای کلامی انتقال یابند، آن را«ارتباط کلامی» میگویند (شعبانی،1390). حرکات و رفتاری که دارای معنی بوده اما به حالت کلامی و رفتاری ارائه نمیشود را ارتباط غیرکلامی نامیده که این ارتباط در درک احساس و انگیزه درونی فرستنده یا دریافت کننده پیام ها نقش عمدهای را ایفا می کند (فتحیآذر، 1382).
در این تحقیق بر کنش و واکنش یا ارتباط کلامی بین معلم و دانش آموزان در جریان تدریس تاکید میشود. و ارتباط کلامی برقرار شده بین معلم و دانشآموز، دانشآموز با دانشآموز مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
2-7- کنش و واکنش کلامی
ابتدا کنش و واکنش تعریف می شود و سپس به تعریف کنش و واکنش آموزشی و انواع آن اشاره میشود و در نهایت فنون تحلیل کنش و واکنش توضیح داده می شود.
2-7-1- مفهوم کنش و واکنش
کنش و واکنش معادل واژه انگلیسی « interaction» است. و در فرهنگ لغت به معنای «تاثیر چند چیز به همدیگر، عمل متقابل» ترجمه شده است (به نقل از محمودی، 1382). فرهمینی فراهانی (1378) کنش و واکنش را به شرح زیر تعریف نموده است؛
رابطه موجود بین دو سری واحد یا سیستم (از هر نوع) به صورتی که فعالیت هر یک به وسیله فعالیت دیگری مشخص شود در تعامل اجتماعی «رفتار یک فرد به عنوان محرک برای رفتار فرد دیگر عمل می کند و بالعکس» و در تعامل آماری «آثار دو یا چند متغیر که وابستگی متقابل دارند».
رویدادهای دو جانبه ای که حداقل به دو شئ یا دو فعالیت نیاز دارند (تلو ، 2002).
2-7-2- کنش و واکنش آموزشی
واگنر کنش و واکنش آموزشی را به شرح زیر تعریف می کند:
تلاشی است که بین» یادگیرنده و محیط یادگیرنده برای شکل دادن رفتار یاگیرنده نسبت به نتایج آموزشی صورت میگیرد. محیط یادگیرنده ممکن است معلم، سایر یادگیرندگان و محتوای دوره باشد». تعریف واگنر از کنش و واکنش را می توان با مثالی به صورت زیر بیان کرد: در یک مورد از کنش و واکنش یادگیرنده – مربی، معلم یک شخص است )شخص اول) که اطلاعات را در شکلی ارائه می کند (عمل الف)، دانشآموز یک شخص است (شخص دوم) که اطلاعات را دریافت و پردازش میکند (عمل ب و پ و…. ). فرایند کنش و واکنش مشابه بالا را میتوان برای هر یک از کنش و واکنش دانشآموز – محتوا و دانشآموز – دانشآموز بیان نمود (به نقل از تلو، 2002).
مور (1989) کنش و واکنش آموزشی را به سه حالت زیر تقسیم بندی می کند:
یادگیرنده – محتوا
یادگیرنده – مربی
یادگیرنده – یادگیرنده
2-7-3- فنون تجزیه و تحلیل ارتباط کلامی
با توجه به اهمیت ارتباط کلامی در کلاسهای درسی، محققان و اندیشمندان در جهت تجزیه و تحلیل آن اقدام نمودهاند و روشهایی را ابداع نمودهاند. در اینجا به نمونهای از روشها و تکنیکها، که با بهره گرفتن از آنها گفتارهای کلاسی ثبت و ضبط میگردد، اشاره میشود (پرات ، 1982):
1)- فن کلمه به کلمه ) لفظ به لفظ ( انتخابی: همچنان که این مفاهیم نشان میدهند، به هنگام استفاده از فن لفظ به لفظ انتخابی، مشاهده گر)یا معلم که از ضبط صوت استفاده میکند( یک ثبت نوشتاری کامل از آنچه درکلاس گفته میشود را تنظیم مینماید. البته همه رویدادهای کلامی نوشته نمیشود بلکه کلمات بااهمیت ثبت میگردد. از این نظر، فن لفظ به لفظ انتخابی است. در این فن، ابتدا همه واکنشهای کلامی مورد نظر برای تجزیه و تحلیل انتخاب میشوند و سپس تجزیه و تحلیل میگردند. واکنشهای انتخابی عبارتند از: تعاملات کلامی که تدریس موثر یا غیرموثر را منعکس میکنند؛ مانند سوالات معلم، پاسخهای دانشآموزان، پاسخهای معلمان، دستورات معلمان .بنابراین کلمات دقیق بکار رفته ثبت میگردد و سپس تجزیه و تحلیل میگردند و در نهایت تدریس معلم ارزشیابی میگردد.
2)- ثبت و ضبط رفتارها بر اساس چارتهای ترتیب نشستن افراد:
بعضی فنون برای مشاهده رفتارهای معلم و دانشآموزان از ترتیب نشستن افراد استفاده میکنند، معلمان از این فنون، بخاطر مزیتهایی که دارند، برای اهداف متفاوتی استفاده میکنند. همچنین تعبیر و تفسیر اطلاعات بدست آمده از طریق این فنون ساده و آسان است.
این فنون، انواع مختلفی دارند که در زیر به آنها اشاره میگردد:
الف)- فن در حال انجام تکلیف ب)- فن جریان کلامی ج)- فن الگوهای حرکت
3)- تجزیه و تحلیل مذاکرهای: در این روش، هر نوع کنش و واکنش کلامی به عنوان مذاکره مطرح میشود که بین معلم و فراگیر و یا افراد دیگر به وجود میآید. از تجزیه و تحلیل این مذاکرات است که میتوان در بهبود روابط انسانی کمک گرفت. این روش با نشر کتابی توسط هریس گسترش یافت. این نظریه بر این اساس استوار است که در نهاد هر فرد سه نوع منش وجود دارد که در گفتار خویش آن را منعکس میسازد. با بررسی محتوای کلمات و جملات رد و بدل شده بین افراد، می توان چگونگی تایید این سه مورد، یعنی من والد، من بالغ و من کودک را تشخیص داد و واکنش طرفین مذاکره را بررسی نمود (فتحیآذر،1382).
انواع من :
من والد: فرد خود را بزرگتر و طرف مقابل خود را کوچکتر تلقی میکند. بنابراین تن گفتار بالا بوده و حالت آمرانه در گفتار دیده میشود و انتظار فرمانبرداری و تبعیت نیز وجود دارد.
من کودک: در برقراری ارتباط با من کودک، اکثر واکنشها از انگیزه آنی و بدون تفکر ناشی میشوند. بنابراین، جریان دوراندیشی یا پیش اندیشی در آنها کمتر روی میدهد. همچنین فرد خود را کوچکتر تلقی نموده و ترس و لرز در گفتار دیده میشود. علاوه بر ترس و لرز از کلمات اعتذاری بیشتر استفاده میشود.
من بالغ: من بالغ ایده آل ترین حالت من است. منطق در گفتار حاکم بوده و هدف یادگیری است. بنابراین امکان بحث و گفتگو و سوال و جواب در این نوع من وجود دارد (فتحیآذر،1382).
4)- تحلیل ارتباط کلامی فلندرز:
این روش در اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 تدوین گردیده است. حداقل منشاء 20 روش شده است … و آخرین و نهاییترین نسخه ویرایش شده آن در

این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید