اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسردگی

دانلود پایان نامه

متخصصان سلامت روانی دونوع جدی افسردگی رامتمایزمی کنند.اختلال افسردگی اساسی 1،دوره‌های نشانه‌های افسردگی حاد،اماکوتاه مدت شامل می شود.افرادمبتلابه اختلال افسرده خوبی 2،ازسوی دیگر،باافسردگی مزمن اما نه چندان شدیددست به گریبان هستند.متخصص بالینی درصورتی تشخیص اختلال افسرده خوبی می دهدکه این نشانه‌های افسردگی ملایم حداقل 2سال دربزرگسالان ویک سال قدری بیشتردرکودکان ادامه یافته باشند.

  • انواع افسردگی
    علاوه برشاخصهایی که برای توصیف دوره‌های ومنیک به کاربرده می شوند، اصطلاحاتی وجوددارندکه فقط برای توصیف ماهیت دوره‌های افسردگی مورداستفاده قرارمی گیرند.افرادی که دوره‌های افسردگی شان ویژگیهای مالیخولیایی دارند،علاقه خودرا در اغلب فعالیتها از دست می دهند و یا به سختی می توانندبه رویدادهایی درزندگی شان که معمولاًلذت بخش هستندواکنش نشان دهند.برای افرادمبتلابه این نوع افسردگی، صبح زمان بسیارسختی ازروزاست.آنهاممکن است خیلی زودترازمعمول بیدارشوند،هنگام صبح احساس دلنتگی بیشتری کنندودرطول روزباچندنشانه دیگر،نظیربی قراری یاکندی روانی –حرکتی، اختلال اشتهای قابل توجه، وگناه شدیدیا بی مورد،دست به گریبان باشند.
    افرادی که دوره‌های آنهاالگوی فصلی رانشان می دهند،هرسال درزمان یکسانی، به مدت 2ماه درپاییزیازمستان دچاردوره افسردگی می شوند،امابعداًبه عملکردطبیعی برمی گردند. آنها در طول این دوره‌ها،بی انرژی هستند،بیش ازحدمی خوابند،پرخوری می کنندوبه کربوهیدراتهاعلاقه دارند.تعدادی ازپژوهشگران اعلام کردندکه تغییردرریتم‌های زیستی مرتبط باتغییرات فصلی درمقدارنورروز،موجب افسردگی دراین افرادمی شود.درواقع،این نوع اختلال افسردگی اساسی بیشتر در افرادی که درنواحی دورازاستوامانندایالتهای شمالی زندگی می کنندکه آفتاب کمتراست تشخیص داده می شود. میزان شیوع وروند این اختلال، اختلال افسردگی اساسی اختلال روانی نسبتاشایعی است ازهر 100نفر تقریبا 13مرد و21زن درمقطعی اززندگی خودبه این اختلال مبتلامی شوند (کسلر وهمکاران، 1994، به نقل از‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).
    دربین بزرگسالان بالای 65 سال میزان شیوع 1تا3درصد برآورد شده است اما15تا25درصد افراد سالخورده ای که درجامعه زندگی می کنند به نشانه‌های مهم افسردگی دچار هستند آنهایی که به میزان بالاتری به افسردگی مبتلا هستند معمولا مسن ترند(بالای 75 سال)ودرمراکز مراقبت ازبیماران حاد یامزمن به سرمی برند وبه احتمال زیاد وقتی که جوانتر بودند افسردگی داشته اند ظاهرشدن نشانه‌های افسردگی اساسی درافراد سالخوررده بانشانه‌های بزرگسالان جوانترتفاوت دارد درافراد سالخورده نشانه‌های تنی آشکارترند ازاین گذشته افرادسالخورده کمتر می گویندکه دستخوش پریشانی روانی هستند(هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سیدمحمدی، 1386).
    پژوهشگران بعد ازبررسی روند اختلال افسردگی اساسی به این تنیجه رسیدند که افسردگی اختلال ناهمگنی است که روندهای متعددی دارد. تقریباً 40/0 افرادی که یک دوره افسردگی اساسی داشته اند، هرگز دوره ی دیگری نداشته اند،بدین معنی که تقریباً 60/0 دوره دوم خواهند داشت ازبین آنهایی که دو دوره را تجربه کرده اند، 70/0 دوره سوم خواهند داشت واز بین آنهایی که سه دوره داشته اند 90/0 دوره چهارم خواهند داشت(‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).
    ویژگی‌های تشخیصی
    این تشخیص در مورد افرادی مقرر می‌شود که با یک دوره افسردگی اساسی با دوره‌های مکرری داشته اند که دو ماه یا بیشتر بین دوره‌ها فاصله بوده است.دوره افسردگی اساسی با اختلال دیگری بهتر توجیه نمی شود. فرد هیچ گاه دوره منیک، آمیخته، یا هیپومانیک (مانی خفیف) نداشته است (‌هالجین و ویتبورن، 2003؛ترجمه سید محمدی، 1386).
    تقسیم بندی دیگری از افسردگی
    افسردگی‌های اولیه: به آن گروه از افسردگی‌ها گفته می شود که علائم افسردگی هسته اصلی بیماری بوده و بیماری روانی یا جسمی دیگری همراه یا(مولد)علائم اصلی افسردگی نمی باشد. بعبارتی دیگر این نوع افسردگی‌ها یا بطور خودکار و بدون علت مشخص ظاهر می شوند و یا اگر به علتی منسوب می شوند، شدت و دوام آن‌ها نامتناسب با علل به وجود آورنده آنها می باشند.
    مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه مربیان ورزشی و مدیران مدارس

  • افسردگی‌های ثانویه: به آن دسته از افسردگی‌ها اطلاق می شود که علائم افسردگی هسته اصلی بیماری نبوده و معمولاً همیشه همراه با یک بیماری روانی دیگر و یا بیماری‌های جسمی می‌باشد و بعبارتی دیگر علائم افسردگی ثانویه همراه با وجود یک بیماری اصلی دیگر است (معافی، 1382).
    افسردگی سایکوتیک: افسردگی که فرد در تماس با واقعیت اشکال دارد و ناتوان از منظم کردن اهمیت‌های کارکردهای طبیعی است.
    افسردگی کند: افسردگی که کندی روانی- حرکتی نشانه بارز آن است. فرد تمایل به بی حالی کم حرفی و کندی در واکنش آغاز گری دارد.
    افسردگی اضطرابی: یک اصطلاح تکنیکی که برای اضطراب فراخوانده شده بوسیله ترس به کار رفته است ترسی که وابسته با احساس خصمانه فرد شخص به سوی دیگران است کاربرد این تعریف ناشی ازاین تعبیر که افسردگی خشم تغییر یافته به درون است (ربر، 1985).
    افسردگی از نظر مبدا
    افسردگی‌ها را از نظر مبدأ آن به دو دسته تقسیم می کنند:
    افسردگی واکنش یا نوروتیک: این نوع افسردگی در اثر حوادث غم انگیز، ناکامیها، عارض می شود. البته این نوع افسردگی را باید بتوان از افسردگی پسیکوتیک، ملانکولی، پسیکوزمانیک دپرسیو تشخیص داد.
    الف. افسردگی واکنشی همیشه در اثر یک موقعیت غم انگیز آشکار می شود.
    ب. با وجودیکه به مرور زمان عمیق تر شده و شدت بیشتری می یابد ولی هیچ وقت با افکار هذیانی همراه نیست.
    افسردگی خودبخودی یا آندروژن: این نوع افسردگی بواسطه عوامل عاطفی غیر قابل درک بوجود می آید و علائم این نوع افسردگی تأثیر در گفتار و رفتار و احساسات مربوط به مزاحمت پشیمانی است (شاملو، 1386).
    سبب شناسی در افسردگی
    در زندگی حوادثی موجب افسردگی می گردند مانند یک تغییر مهم خوب باید در زندگی از جمله: ارتقاء، طلاق، مرگ پدر، مادر یا فرزند، ترک خانه در دور، بلوغ، بازنشستگی، بیماری جسمی، گرفتاری مادری، ازدواج، و بچه دار شدن و غیره (پورافکاری، 1386).
    رویکردهای افسردگی
    به نظر آئرون بک علت اصلی ایجاد افسردگی طرز تفکر افراد است. فرد افسرده به این دلیل دچار افسردگی می شود که استدلال و منطقش در مورد مسائل اشتباه و نارساست، به نظر بک طرز استدلال و تفکر افراد تعیین کننده حالات عاطفی آن‌ها است و نه برعکس آن (شاملو، 1386).
    علل افسردگی در مکاتب مختلف
    مکتب روانکاوی
    الف- خشم بدون «گرائیده تبدیل به غریزه خشم و ستیزه جوئی به افسردگی.»
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.