آیات الاحکام و ولایت فقیه

دانلود پایان نامه

1.ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجید؛ «قاف. سوگند به این قرآن ارجمند [که این پیامبر راستگوست و رستاخیز حق است‏].» (ق/1)

  • مؤلف منهج الصادقین در تفسیر این آیه به نقل از ضحاک ]ق[ را کوهی محیط به زمین معرفی میکند و از وهب بن منبه نیز نقل میکندکه ذوالقرنین به کوه قاف رسید و از نام آن سؤال کرد… (کاشانی،1346ش، 9/3) علامه شعرانی ضمن بیاعتباردانستن سخن ضحاک و وهب بن منبه و عدم نقل آنها از معصوم مینویسد:«صفار در بصائرالدرجات کوه قاف را قریب آنکه مؤلف از ضحاک نقل کرده از حضرت امام محمدباقر روایت کرده است و سند آن و کتاب مزبور ضعیف است و بالجمله هیچ دلیلی بر ثبوت کوه قاف بدین صفات که گفتهاند از شرع نداریم پس حرف ق هم مانند : ن و ص و یس و غیر آن از حروف مقطعه قرآن لازم نیست نام موجودی از موجودات زمین باشد. »(همان جا،[ح.ش])
    در روایت فوق علامه نسبت حرف مقطعه (ق) را به نام کوه توسط جاعلان حدیث رد میکند، در این روایت راوی به جعل مکانی که وجود عینی و خارجی ندارد، پرداخته است. و آن را به معصوم نسبت داده است.ضمن اینکه از نظر مرحوم شعرانی سند روایت ضعیف است و کتاب بصائرالدرجات قابل استناد نیست.
    ب. بررسی فقه الحدیثی
    1.وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبینِ ؛«و هر آینه او- یعنى جبرئیل- را در افق روشن- کناره جهان برین- دیده است.» (التکویر/23)
    ملا فتح الله کاشانی ذیل این آیه به ذکر روایاتی (بدون سند) میپردازد و در آن رؤیت جبرئیل را برای پیامبر «با صلابتی غریب و جثهای عجیب و آوازی که از خشخشه و خلخله او همه روی زمین پوشیده شد» به تصویر میکشد، به گونهای که پیامبر از آن صورت و هیأت بیفتاد و بیهوش شد. شعرانی در اینباره مینویسد:«این روایت چندان قوی نیست و تأثر فیالجمله به مقتضای فطرت بشری، عجیب نیست. اما بیهوش شدن پیغمبر و طاقت نیاوردن از دیدن جبرئیل با آنکه مقام انسان کامل بیش از ملائکه است بعید مینماید.»(کاشانی،[ح.ش]، 1344ش،10/167)
    در روایت مذکور نسبت ترس به پیامبر داده شده است که ترس از ساحت ایشان به دور است.
    2.الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئِکَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ؛«زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلیدند، و زنان پاک برای مردان پاک اند. اینان از آنچه درباره شان می گویند پاک و بیزارندایشان راست، آمرزش و روزی بزرگوارانه.» (النور/26)
    مطلب مشابه :  مقاله درباره میزان استفاده از رسانه های جمعی و روش آلفای کرونباخ

  • مرحوم شعرانی، با بررسی فقه الحدیثی داستان إفک عایشه، به نقد روایات صحیح بخاری در این باره می پردازد. از نظر ایشان حضور سعد معاذ در این داستان صحت حدیث را خدشه دار می کند. زیرا که سعد پیش از غزوه بنی المصطلق از دنیا رفت. علامه شعرانی متذکرعدم صحت برخی روایات صحیح بخاری شده است.(کاشانی،[ح.ش]، 1346ش،6/290)
    3.وَأَوْرَثَکُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَؤُوهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرًا؛
    «وزمینشان و خانه هاشان و مال هاشان و زمینی راکه برآن گام ننهادید به شما میراث داد و خداوند برهر چیزی تواناست.»(الاحزاب/27)
    نویسنده منهج الصادقین به نقل از مفسران، سال نهم هجرت را سال فتح خیبر ذکر می کند.ایشان ضمن بیان داستان ایلاء پیامبربا استناد به روایتی از امام صادق این جریان را مربوط به بعد از جنگ خیبر و تصرف غنایم آن می داند. مرحوم شعرانی با تمسک به حدیث امام و بررسی تاریخی این ماجرامی نویسد:«جنگ خیبردر محرم سال هفتم هجرت بود. و جنگ بنی قریظه در ذی القعده سال پنجم،و میان دو جنگ چهارده ماه فاصله است. اما سال نهم…از غزوه احزاب و بنی قریظه بسیار دور است.(کاشانی،[ح.ش]، 1346ش،7/310)
    عدم مطابقت با روایت معصوم و تاریخ از موارد هستندکه مرحوم شعرانی در نقد این حدیث متذکر شده است.
    4-1-2-3-3-عدم حجیت خبر واحد
    اخبار آحاد در مقابل اخبار متواتر قرار دارند. قبل از ورود به بحث، به تعریف خبر واحد و متواتر از مؤلف«الدرایه فی علم مصطلح الحدیث»میپردازیم. ایشان ضمن تقسیم خبر به طور مطلق به متواتر و آحاد می نویسد:خبر متواتر خبریست که تعداد راوایان آن به اندازه ای رسیده باشند که عادتاً تواطی آنها بر کذب محال باشد. شهید ثانی خبر متواتر را با شرایطی مفید علم می داند:اول اینکه: شنونده قبل از شنیدن خبر به آن آگاه نباشد زیرا در غیر اینصورت خبر برای او علم آور نیست. دوم اینکه: شنونده سابقه ذهنی نسبت به خبر نداشته باشد.ایشان خبر واحد را خبری می داند که به حد تواتر نرسیده است و در تقسیم بندی خبر واحد موارد:مستفیض، غریب، مقبول، مردود و مشتبه را لحاظ می کند.5 (شهید ثانی،1404ق،ص6)
    بحث حجیت یا عدم حجیت خبر واحد از مباحث جنجال بر انگیز اصولی است. مستند این بحث اصولی آیه معروف به نبأاست:
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ؛«ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر دروغ گویی برون شده از فرمان خدای به شما خبری آورد، بررسی کنید تا مبادا نادانسته به مردمی آسیب رسانید، وآن گاه برآن چه کردیدپشیمان گردید.»(الحجرات/6)
    برخی از علمای اصول، با استناد به این آیه حجیت خبر واحد را با شرط عدالت راوی استنباط کرده -اند: مؤلف آیات الاحکام شرط عدالت را که برخی فقها در حجیت خبر واحد شرط می دانند منوط به ضمیمه کردن مقدماتی می داند.(جرجانی،1404ق،2/739)
    جمع بندینویسنده کتاب«ولایت فقیه در حکومت اسلام» در این باره کافی است :در بحث حجیت خبر واحد نتیجه به اینجا منتهی می شود که شرط عمل به اخبار، وثوق به خبر است. ولو با همراه بودن قرینه های خارجی و ضمایم مقامیه و شواهد دیگر. (حسینی تهرانی،1421ق،ص11)
    اما نظرشعرانی در اینباره با احتیاط بیشتری همراه است. دیدگاه وی درباره مدارک اخبار با تردید و احتمال همراه است. آرای ایشان در این باره مجال بهتری برای مقایسه فراهم میآورد :
    الف.شعرانی اخبارآحاد را حجت نمی داند:«چنانکه در الفاظ قرآن اخبار آحاد حجت نیست وقرائت به آن ثابت نمیشود،درمعنی قرآن هم اخبارآحاد حجت نیست.»
    (کاشانی،[ح.ش]، 1347ش، مقدمه1/31)
    در جای دیگر علامه شعرانی به روایتی که ابن عباس از پیامبر نقل می کند از جنبه آحاد بودن، اشکال وارد می سازد. روایت اینگونه است که:«هر شب که آفتاب فرو میرود، حق تعالی آن را به آسمان هفتم میبرد.و چون وقت طلوع آن نزدیک میشود،آن را از آن جا به مطلع خودش میآورد و طالع میگردد.تا وقتی که مقدر شده برای قبول توبه بندگان، و چون آن وقت به نهایت رسد، هیچ توبهای قبول نباشد….» (کاشانی، 1346ش، 3/474)
    شعرانی درباره این روایت می نویسد:«این خبر از اخبار آحاد است. یقیین به صحت آن نداریم و شاید مقصود از آسمان هفتم خانه هفتم باشد به اصطلاح منجّمین، چون نقطه مغرب را که آفتاب از آنجا فرومیرود غارب و سابع میگویند.»(همان جا،[ح.ش])
    ب.شعرانی با رد اخبار منسوب به امامکه در تفاسیر وجود دارد و اطمینان به صدور از ناحیه ایشان نیست، نقل این روایات را فقط ازباب احتمال جایز می داند:اگر ما روایتی درتفسیر دیدیم از یکی از ائمه معصومین.و یقیین نداشته باشیم آن قول امام است، واجب نیست قبول کنیم و درتفاسیر نقل می کنیم بر سبیل احتمال.(کاشانی،[ح.ش]، 1347ش،مقدمه1/31)
    نمونه دیگری که در آن مرحوم شعرانی در این باره متذکر می شود، نقد نظر ملافتح الله کاشانی است،که بدون اظهار نظر درباره مدرک روایت به نقل قول پرداخته است.آیه مورد نظر بر وجوب روزه در میان امتهای پیشین اشاره دارد:یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛«اى کسانى که ایمان آورده‏اید، بر شما روزه نوشته شد چنانکه بر آنان که پیش از شما بودند نوشته شد، باشد که پرهیزگار شوید.»(البقره/183)
    این نوشته در آموزشی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.